بهــــــــــــشـــت یــعــنــــــــــــــــــــــی
یــــــــــــــــــــک موسیقی ملایم باشد
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو اینجا باشی
دســـــــــــــــــت راستم لای موهات و
دستــــــــ چپم د
برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
می خواستم همه کارهایم را بکنم
وسر فرصت به دنبال او بروم
می خواستم اول دنیا را عوض کنم
کتاب هایم را بنویسم
اسم و رسم به هم بزنم
برنده شوم
و بعد با دست های پر به دنبالش بروم
خبر نداشتم که عشق منتظر آدم ها نمی ماند...

برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
مرا امشب باز یاد تو افتاده ست
خودت که نمی آیی باز ، ولی
ماه خیالت هر شب به اقیانوس دلم
جزر و مد انداخته ست
یک شب که فکر دیگری خواب از چشمان
سیاهت گرفت
خواهی فهمید خیال تو چطور به خوابم
چون خوره افتاده ست...

برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
مهم نیست،برود؛بگردد تمامِ شهر را پِی هر که میخواهد،بخندد برای تمامِ آن هایی که بعدِ من وارد زندگی اش شدند،قاب کند تمام عکس هایی را که میانشان از ته دِل میخندد،دورِ تمامِ آدم های خوبِ زندگی اش صدقه بچر
برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﺎﻓﻪ ﯼ ﺷﻠﻮﻍﺗﮑﯿﻪ ﺑﺪﻫﻢ ﺑﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩﻭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ؛ ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ؛ ﻋﺸﻖ ﻫﺎ ﺭﺍ .ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩﺳﺮﺩ ﺑﺸﻮﺩ _ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩﺑﻌﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﮕﻮﯾ
برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
نبودنت مثل تمام کردن سیگار است
برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی
...کهـ با تــــــــــــو هر شــــــــــــب،
همــــه شوقِ گفـــــــت و گو بــــود
چه رســـــیده استـــــ کِامشـــــــب
سر گفـــــــت و گو نــــــــــدارد...؟!
برچسب:
نویسنده: یگانه محمودی